فناوریاینترنت و شبکه

ناظر بریتانیا تیک‌تاک و ردیت را به خاطر استفاده از داده‌های کودکان بررسی می‌کند

در این روزگار که جهان دیجیتال چون دریایی بی‌کران، زندگی‌ها را در خود فرو برده، حفاظت از داده‌های کودکان چون فانوسی روشن در دل طوفان، اهمیتی دوچندان یافته است. تیک‌تاک و ردیت، این دو سپهر پرستاره‌ی آسمان شبکه‌های اجتماعی، اکنون زیر نگاه تیزبین ناظر بریتانیا قرار گرفته‌اند تا پاسخگوی این پرسش باشند که چگونه از گنجینه‌ی اطلاعات کودکان بهره می‌جویند. این ماجرا، چون رشته‌ای از آواها که در گوش زمان طنین‌انداز شده، نه‌تنها دل والدین را به تپش وامی‌دارد، بلکه هر که را که در این پهنه‌ی بی‌مرز گام می‌نهد، به اندیشه فرو می‌برد. در این نوشتار، با قلم و کلامی که از دل برمی‌آید، می‌کوشم این پرده را بگشایم و با نثری ادبی و انسانی، شما را به سفری در ژرفای این رویداد ببرم؛ سفری که هم به اصول سئو وفادار است و هم چون چشمه‌ای زلال، ناب و بی‌مانند از دل قلمم جاری می‌شود.

چه انگیزه‌ای این کاوش را برانگیخته است؟

بگذارید چون راوی قصه‌ای کهن، از آغاز این حکایت سخن بگویم. تیک‌تاک، این رقصنده‌ی شادمان که با ویدئوهای کوتاه و دل‌انگیزش دل‌ها را ربوده، و ردیت، این انجمن فرزانگان که در آن اندیشه‌ها چون پرندگان در آسمان به پرواز درمی‌آیند، هر دو چون دو گوهر درخشان در دسترس نسل نو نهاده شده‌اند. اما در این میان، سایه‌ای از نگرانی بر دل‌ها افتاده است: داده‌های کودکان، این امانت‌های گران‌بها، در دستان این غول‌های دیجیتال به چه سرنوشتی دچار می‌شوند؟ ناظر بریتانیا، چون نگهبانی که بر بلندای برج حریم خصوصی ایستاده، با دلی پر از دغدغه به میدان آمده تا بکاود آیا این دو سپهر، حرمت اطلاعات فرزندان این سرزمین را نگاه داشته‌اند یا نه.

این کاوش در بهاری که اکنون در مارس ۲۰۲۵ شکوفه کرده، ریشه در دلهره‌ای ژرف دارد. تیک‌تاک با جادوی الگوریتم‌هایش، که چون تاروپود نامرئی، علایق و لحظه‌های تماشای کودکان را به هم می‌بافد، گاه راه به سوی محتواهایی می‌گشاید که شاید برای چشم و دل خردسالان سنگین باشد. ردیت نیز، که چون کتابخانه‌ای بی‌انتها از گفت‌وگوها و اندیشه‌هاست، گاه نمی‌تواند دیوار بلندی میان کودکان و محتوای بزرگسالان بکشد. اینجاست که ناظر، با قلبی که برای آینده‌ی نسل نو می‌تپد، دست به کار شده تا روشن سازد آیا این دو، نگهبانان شایسته‌ای برای این گنجینه‌ی شکننده‌اند یا خیر.

داده‌های کودکان، گوهری در معرض خطر

در این هنگامه که هر کلیک و نگاه در فضای دیجیتال چون ردپایی بر شن‌ها ثبت می‌شود، داده‌های کودکان چون مرواریدی در صدف، ارزشی بی‌مانند دارند. تیک‌تاک، این شاعر بی‌صدا، از هر لحظه‌ای که کودکی به تماشای ویدئویی می‌نشیند، از جایگاهی که ایستاده و از گوشی‌ای که در دست دارد، نغمه‌ای می‌سازد تا آواز بعدی را به او پیشکش کند. اما اگر این نغمه، آوایی ناساز با روح پاک او باشد چه؟ ردیت نیز، چون باغی پر از گل‌های گوناگون، گاه شاخه‌هایی دارد که برای دستان کوچک، خارهای تیز در آستین نهان کرده است.

این داده‌ها، که چون نقشه‌ای از دل و ذهن کودکان است، اگر به دستان ناشایست افتد، چون پرنده‌ای در قفس اسیر می‌شود. سودجویان می‌توانند از این گنج برای فریب و وسوسه بهره جویند، یا دست‌هایی پنهان، با تبلیغات، ذهن‌های پاک را به سوی دام‌هایی نامرئی کشانند. بدتر از آن، گاه این الگوریتم‌ها، چون جادوگری که طلسم می‌بافد، کودکان را در چرخه‌ای از اندوه یا خشم گرفتار می‌کنند؛ چرخه‌ای که شاید جز با دور شدن از این پهنه، گریزی از آن نباشد. ناظر بریتانیا، چون چوپانی که گله را از گرگ پاس می‌دارد، این خطر را دیده و می‌خواهد سپری باشد در برابر این طوفان.

این تفتیش بر چه پایه‌ای استوار است؟

در سرزمین بریتانیا، که چون جزیره‌ای در دل اقیانوس، قوانینش چون صخره‌های استوار ایستاده‌اند، آیین‌نامه‌ای به نام قانون حفاظت از داده‌ها چون مشعلی فروزان، راه را روشن می‌کند. در کنارش، سندی چون کد کودکان، که از سالیان پیش چون نگهبانی بیدار بر حریم خردسالان ایستاده، می‌گوید که هر که پای به این جهان دیجیتال نهد، باید پناهگاهی امن برای فرزندان این خاک بسازد. این قوانین چون رشته‌های طلایی، به پلتفرم‌ها فرمان می‌دهند که داده‌های کودکان را چون گوهری نایاب پاس دارند، که نه گردآوری بی‌حساب شود و نه در دسترس هر بیگانه‌ای افتد.

ناظر، با این چراغ در دست، می‌کاود که آیا تیک‌تاک، این رقصنده‌ی چابک، هنگام گشودن درهایش به روی کودکان، سن‌شان را به درستی سنجیده است؟ آیا ردیت، این انجمن بی‌کران، دیوارهایش را آن‌چنان بلند کرده که دستان کوچک به شاخه‌های ناساز نرسند؟ اگر این دو در این آزمون بلغزند، سزای این لغزش شاید جریمه‌ای سنگین باشد یا فرمانی که ساختارشان را از ریشه دگرگون سازد.

پاسخ تیک‌تاک و ردیت چیست؟

در این میانه، این دو ستاره‌ی آسمان دیجیتال چه می‌گویند؟ تیک‌تاک، چون خواننده‌ای که آوازش را به باد سپرده، بارها نغمه‌ی تعهد به امنیت سر داده است. او با دستانی باز گفته که برای خردسالان، درهایی چون پیام‌های خصوصی را بسته و زمان حضورشان را محدود کرده است. اما آیا این درها به راستی قفل‌اند یا کلیدی ساده می‌تواند آن‌ها را بگشاید؟ ردیت نیز، چون فیلسوفی که در اندیشه‌ی تعادل است، نوید داده که ابزارهای نو می‌سازد تا سن را بهتر بشناسد، هرچند باغ بی‌مرزش گاه از دستان او می‌گریزد.

هر دو، در این بهار ۲۰۲۵، چون شاگردانی که به پیشگاه استاد آمده‌اند، قول همکاری داده‌اند و چشم به راه حکمی‌اند که شاید چون نسیمی نرم یا طوفانی سهمگین بر آن‌ها بوزد. اما این روشن است که اگر ناظر خطایی بیابد، این دو باید چون ققنوس از خاکستر خویش برخیزند و نو شوند.

این کاوش چه بر سر کودکان می‌آورد؟

بگذارید لحظه‌ای چون پرنده‌ای بر شاخسار، از دید کودکان بنگریم. تیک‌تاک برایشان چون جشنی بی‌پایان است؛ رقص‌ها، خنده‌ها و آموختنی‌ها چون گل‌هایی رنگارنگ پیش چشم‌شان شکوفه می‌کنند. ردیت نیز چون کتابخانه‌ای جادویی، آن‌ها را به سوی گفت‌وگوهایی می‌برد که گاه اندیشه‌شان را پرواز می‌دهد. اما این شادی‌ها چون سکه‌ای دو روست؛ یک سو سرگرمی و شگفتی است و سوی دیگر، سایه‌ای از خطر که داده‌های‌شان چون پر در باد، به هر سو می‌تواند پراکنده شود.

تصور کنید کودکی که با شوق ویدئویی می‌بیند، ناگاه به سوی آگهی‌ای کشیده شود که جیبش را خالی کند یا روحش را بیازارد. یا در ردیت، به میدانی گام نهد که گفتارهایش چون تیغ، دلش را بشکافد. این بررسی‌ها چون مادری مهربان، می‌خواهد این شادی‌ها را نگاه دارد و خطرها را دور کند، که کودکان در این پهنه چون گل‌هایی در باغ، بی‌گزند بشکفند.

والدین در این میانه چه نقشی دارند؟

اکنون چون پدری که به آینده‌ی فرزندش می‌نگرد، از دریچه‌ی والدین بنگریم. این خبر چون نواخته‌ی زنگ صبحگاهی است که خواب از چشمان‌شان می‌زداید. اگر فرزندان‌تان در این باغ‌های دیجیتال پرسه می‌زنند، لحظه‌ای درنگ کنید و با آن‌ها به گفت‌وگو نشینید. از آنچه می‌بینند و می‌خوانند پرس‌وجو کنید و چون باغبانی دلسوز، شاخه‌های این درختان را بکاوید. دست به کار شوید و دیوارهای حریم خصوصی را استوار کنید؛ تیک‌تاک را به خلوت‌سرای‌شان بدل سازید و ردیت را چنان بچینید که شاخه‌هایش جز میوه‌ی دانش ندهد.

فراتر از آن، چون چراغ‌داری در شب، به فرزندان‌تان بیاموزید که هر گام در این سرزمین، سایه‌ای از خویش به جا می‌نهد. این آگاهی، چون سپری است که آن‌ها را از گزند نگاه‌های پنهان و دام‌های نادیده پاس می‌دارد.

آینده‌ی این ستارگان دیجیتال چه خواهد شد؟

این کاوش چون موجی است که از بریتانیا برخاسته و می‌تواند تا دوردست‌ها برود. اگر ناظر، تیک‌تاک و ردیت را خطاکار بیابد، چون طنین زنگ کلیسا، این آوا به گوش جهانیان خواهد رسید. در اروپا، که چون دژی با دیوارهای بلند، قوانینش چون زنجیر استوار است، شاید این موج، موجی دیگر برانگیزد. در آن سوی آب‌ها، در سرزمین آمریکا که حریم خصوصی چون پرچمی در باد می‌رقصد، این می‌تواند شروعی باشد برای نگاهی نو به این غول‌ها.

شاید این پایان رقص بی‌قید تیک‌تاک باشد و ردیت را به بازسازی کاخ گفت‌وگوهایش وادارد. اما این پایان، شروعی است برای جهانی که در آن کودکان چون پرندگان آزاد، در آسمانی امن‌تر پرواز کنند. این دگرگونی شاید از شادمانی این پهنه بکاهد، اما چون باغبانی که شاخه‌های هرز را می‌چیند، شکوفایی‌ای نو به ارمغان می‌آورد.

سرانجام: گامی به سوی سرزمینی امن‌تر

این تفتیش ناظر بریتانیا چون آوایی است که در گوش زمان طنین افکنده: داده‌های کودکان، چون گنجی است که باید در پناه نگاهبانانی دلسوز بماند. تیک‌تاک و ردیت، که چون ستارگانی در آسمان دیجیتال می‌درخشند، اکنون در برابر این آزمون ایستاده‌اند تا نشان دهند آیا شایسته‌ی این اعتمادند یا نه. این حکایت هنوز به پایان نرسیده و هر روزش چون برگ نوینی از این کتاب، داستانی تازه دارد. شما چه می‌اندیشید؟ آیا این کاوش، جهانی امن‌تر برای فرزندان‌مان می‌سازد یا تنها سایه‌ای است که بر این شادمانی می‌افتد؟

برای کسب اطلاعات و اخبار روز با ما در بیسلند همراه باشید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا